وقتی فلافل و فالوده فروش ها بدون مجوز با سکوت مسئولان قانون را در کهنوج دور میزنند
وبلاگ"شوباد“حکایت این روزهای کهنوج همان حکایت قدیمی است،هوا چنان گرم است که گویی زمین تب کرده است.در این شهر همه خسته و کسل روزها را به شب می رساند.
و بازاری که همه چیز دارد جز مشتری…در این حال و هوا اگر شکم هوای غذای بیرون بکند”فلافل” گزینه اول است،فلافل همان غذای کم خرجی که با برند آبادان به جنگ فست فسودها رفته است،خوردن فلافل و بعد مزمزه فالوده های شیرازی آن هم از نوع لب خیابانیش برای مردم شهر کهنوج میچسپد.هم میچسپد هم چندنفر نان میخورند.
تا اینجا درست اما یک سوال:نکته این یخ های قرمز رنگ که نام بهشت دارند،این فالوده ایی که دل میبرند و این فلافل های خوزستانی و سمبوسه ها غیر بهداشتی هستند.
نکند این ها در این بازار بی پولی دلسرد میشوند.چیزی شبیه”قوز بالاقوز”… و خوردنشان منبلکی بیاورد که آن سرش ناپیدا است.
خوراکی که به صورت آنی تمام گرما و تنش را از فرد می گیرد، اما مضراتی هم به دنبال دارند.
این روزها اغذیه فروشیهای سیار بدون مجوز در کهنوج در سایه سکوت مسئولان قانون و عدالت را دور میزنند.
یخ در بهشت! محصولی کاملا دست ساز که تنها بر روی ارابه ها موجود است و کاملا با روش های دستی و سنتی ساخته می شود.
در حقیقت آّب استفاده شده در این محصول که امکان غیربهداشتی بودن آن وجود دارد، شکر، استفاده از رنگ های غیرمجاز به اندازه زیاد و نیز عدم بهداشتی بودن محل ساخت و نگه داری می تواند زندگی افراد را با نام بهشتی خود تبدیل به جهنمی سوزان کند.
مصرف این محصول برای کودکان، سالمندان، افراد با اضافه وزن و چاقی، زنان باردار و افرادی که از تحرک کمتری برخوردارند، می تواند به مانند سمی کشنده و مرگبار باشد
حال با این اوصاف در کنار این فستفودهای دارای مجوز، افرادی نیز در سطح شهر کهنوج اقدام به عرضه موادغذایی فستفودی نظیر فلافل، سمبوسه،ساندویچ، ذرت مکزیکی و … در دکهها، گاری و هر وسیلهای که قابل جابهجایی است، کردهاند که نه تنها هیچگونه نظارتی به لحاظ بهداشتی نداشته بلکه بدون مجوز و پروانه کسب در حال فعالیت هستند.
این فروشندههای سیار با کمترین امکانات بهداشتی با ظرفی پر از روغن در تاریکی شب که نه تنها تشخیص محتوای آن بلکه ظاهر آن هم برای خریدار قابل تشخیص نبوده و همچنین ارائه مواد اولیه ساندویچیها از جمله خیارشور، کاهو، گوجه و … به صورت سلف سرویس در هوای آزاد که بسیار غیربهداشتی بوده تنها توجیه بهداشتی خود را دستکشهای میدانند که از آن برای فروش، دریافت پول و پاک کردن عرق خود استفاده میکنند.
جوانهایی که ساندویچهایشان را با اشتها سق میزنند، اعتقاد دارند که علیرغم تمام دانستههایشان در مورد بهداشتی نبودن این دکههای سیار، غذایشان بهشدت خوشمزه است و طعم و مزهای انحصاری دارد و از طرفی ۲۵۰۰ تومان برای یک ساندویچ فلافل،و هزار تومان برای یک سمبوسه یعنی خیلی ارزان میتوان شکم را سیر کرد!
محیط تهیه و عرضه غذا از نظر بهداشتی مناسب نیست و وضعیت مواد اولیه مورد استفاده جهت تهیه انواع غذاهای عرضه شده ونحوه نگهداری آنها مشخص نیست .
بخشی از مراحل تهیه غذا از جمله تهیه خمیر فلافل،تهیه سوسیس بندری وتهیه مواد سمبوسه وپیچیدن آن در منازل یا مکان های نامعلومی صورت می گیرد واین اقدامات دور از چشم بازرسین بهداشت صورت گرفته وکنترلی بر آن صورت نمی گیرد.البته آگر مراحل تهیه مواد هم به دکه ها منتقل شود با توجه به شرایط محیطی اوضاع بدتر از این خواهد شد و اگر به این نکته اشاره کردیم فقط عدم امکان نظارت بهداشتی بود.
عدم وجود شیر آب ،روشویی، ظرف شویی، صابون مایع و عدم رعایت بهداشت فردی و بهداشت وسایل در محل یک بحث مهم است.
اکثر کسانی که در حال تهیه غذا بصورت دستفروشی یا کیوسک هستند در معرض گرما بوده وعرق ریزان این کار را انجام میدهند و با همان دستی که عرق خود را پاک می کنند مواد را جابجا می کنند.
در حقیقت لازم است که برای حفظ سلامت مردم و تلاش برای جلوگیری از انتقال بیماری ها مسئولان نیم نگاهی به شهر کهنوج و آنچه در آن به وقوع می پیوندد داشته باشند. چرا که اینگونه بازارها شباهتی به کشورهای هند و بنگلادش در برخی محلات فقیر نشین دارد.
چرا بازرسین بهداشت در بازدید از صنوف رسمی قوانین بهداشتی را اعمال کرده وبا هر گونه تخلف بر خوردقانونی می کنند ولی اجازه میدهند دستفروشان به این شکل بدون رعایت حداقل شرایط بهداشتی کار کنند؟
انتهای پیام/










